دل نوشته

مثل یک رویاست ، اینکه جاده یک طرفه عاشقی هایم ،  قدم هایت را کم

دارد ...

 

 

نباشی حسی به روز برفی ندارم . بعد از تو کولاک هم بیاید فقط احساسم را

سرد تر از قبل میکند واگر نه قلبم بعد 

از  تو جهنم عاشقی شد !

 

نه زمستان و نه تابستان و نه بهار ،

 

حتی عصر پاییزی  هم هیچ حال و هوای خاصی ندارد .

 

این روزها در چشمانم فقط فصل اشک و حسرت است . فصل که بعد از

 

رفتنت هر 365 روز سال ار به نام خود

کرد .

و تو خودت بهتر از دلم خبر داری و میدانی یاد کردن از صدایی که رفت ، تلخ ترین کابوس در عین بیداری ست .

 

من و خاطره برای همیشه ماندیم که هر صبح طلوعی را ببینیم که روشنایی ندارد !

من مث حال امروز تو خوبم ! ولی تو باور نکن  ،

قصه منم  یکی بود و یکی نبود شد .

ساعت و دقیقه آخر واول نداریم اینجا فردای بی تو از همین دیروز سوخت .

اینجا فقط یک دروغ دوست داشتنی

ست که چند وقتی ست تیکه کلام ما شده : " بیا برگرد " 

ولی چه کنم  که قسک خورده شد قسمت و من و تو رفتی  ...

 

آخه کی فکرشو میکرد یه روزی خسته شه ازم 

داره میره نمیدونه بدون اون نفس نمیکشم ...

/ 1 نظر / 9 بازدید
آسمان...

گر ز دست زلف مشکینت خطائى رفت رفت ور ز هندوى شما بر ما جفائى رفت رفت برق عشق از خرقه پشمینه پوشى سوخت سوخت جور شاه کامران گر بر گدائى رفت رفت عشق بازى را تحمل باید اى دل پاى دار گر ملالى بود بود و گر خطائى رفت رفت در طریقت رنجش خاطر نباشد مى بیار هر کدورت را که بینى چون صفائى رفت رفت از سخن چینان ملالتها پدید آمد ولى گر میان همنشینان ناسزائى رفت رفت گر دلى از غمزه ء دلدار بارى برد برد ور میان جان و جانان ماجرائى رفت رفت عیب حافظ گو مکن واعظ که رفت از خانقاه پاى آزادى چه بندى گر به جائى رفت رفت " حافظ " [گل][گل][گل]